|
چیزی نمی تونم بگم قراره از من بگذری
چیزی نگو می فهممت باید از این خونه بری
چند سال از امشب بگذره تا من فراموشت کنم؟
تا با یه دریا تو خودم خاموشه خاموشت کنم؟؟
تنهاییامو بعد از این با قلب کی قسمت کنم؟
واسه فراموش کردنت باید به چی عادت کنم؟
تو باید از من رد بشی من باید از تو بگذرم
کاری نمی تونم کنم باید بیفتی از سرم
بعد از تو باید باید با خودم تنهای تنها سر کنم
یک عمر باید بگذره تا امشبو باور کنم
چند سال از امشب بگذره با من یکی همخونه شه؟؟
احساس امروزم به تو
تنها یه شب وارونه شه؟
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 5:34 PM توسط شاسوسا |
|
| |||||