|
چیزی نمی تونم بگم قراره از من بگذری
چیزی نگو می فهممت باید از این خونه بری
چند سال از امشب بگذره تا من فراموشت کنم؟
تا با یه دریا تو خودم خاموشه خاموشت کنم؟؟
تنهاییامو بعد از این با قلب کی قسمت کنم؟
واسه فراموش کردنت باید به چی عادت کنم؟
تو باید از من رد بشی من باید از تو بگذرم
کاری نمی تونم کنم باید بیفتی از سرم
بعد از تو باید باید با خودم تنهای تنها سر کنم
یک عمر باید بگذره تا امشبو باور کنم
چند سال از امشب بگذره با من یکی همخونه شه؟؟
احساس امروزم به تو
تنها یه شب وارونه شه؟
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 5:34 PM توسط شاسوسا |
دفتر عشـــق كه بسته شـد
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387 9:10 PM توسط شاسوسا
چقدر حرف قشنگیست دوستت دارم
به روی حرمت ان پا گذاشتی دستت به دست دیگری از این گذشته کار من اما نمی دانم چرا دارم حسادت می کنم گفتی دلم را بعد از این دست کس دیگر دهم شاید تو با خود گفته ای دارم اطاعت می کنم رفتم کنار پنجره دیدم تو را با----------------- بگذریم چیزی ندیدم این چنین دارم رعایت می کنم من عاشق چشم توام تو مبتلای دیگری دارم به تقدیر خودم چندیست عادت می کنم گفتی محبت کن برو--------------------- باشد خداحافظ ولی رفتم که تو باور کنی دارم محبت می کنم + نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387 8:22 PM توسط شاسوسا |
بدون تو مرگ برایم بهشت است حتی اگر جهنم باشد اگر روزی مردم تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بختم بر روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا به جای معشوقم برایم گریه کنید چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند که چشم به راهش بودم و اخرین خواسته من این است که دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 10:27 PM توسط شاسوسا |
امد اما بی صدا خندید و رفت لحظه ای در کلبه ام تابید و رفت امد از خاک زمین اما چه زود دامن از خاک زمین برچید و رفت دامن از چشمان من پنهان نمود از نگاهم رازها فهمید و رفت گفتم اینجا روزنی از عشق نیست پیکرش از حرف من لرزید و رفت گفتم از چشمت بیفشان قطره ای ناگهان چون چشمه ای جوشید و رفت گفتمش من را مبر از خاطرت خاطراتش را من بخشید و رفت + نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387 3:55 PM توسط شاسوسا |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 5:43 PM توسط شاسوسا |
اپ امروز فقط برای کسانی متن و عکس از من خواسته بودند برای همدردی و گفتن حرف دلشون................... بدون تو مرگ برایم بهشت است حتی اگر جهنم باشد پس خاکسترم نکن
چرا می گویند دل به دل راه دارد به خدا دروغ است
تو کیستی که اینگونه بی تو بی تابم شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم............ + نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 11:44 PM توسط شاسوسا |
|
| |||||